پرش به محتوای اصلی
یوسف خوسفی یوسف خوسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

خوش بود موسم گل عیش و طرب عین شباب

مجلس خلوت و محبوب و دف و چنگ و رباب

ما به صحرا و گلستان نرویم ای شاهد

خوش بخوان شمع برافروز و بنه جام شراب

ساقیا جام می ام ده که حریفان خفتند

تا مگر گرم نمایم سرم از بادۀ ناب

زاهد ار طعنه زند باز به ما دردکشان

هیچ غم نیست ز رندی بدهش جام شراب

زاهدا توبه مفرمای ز می بهر خدای

تا به تن جان بودم می نکنم ترک شراب

یوسفا مستی و رندی گذراندی از حد

تا همه خلق بخوابند تو هم نیز بخواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ساقیا شیشۀ شراب بیار
همه‌ی غزلیات ←

یوسف خوسفی درباره‌ی یوسف خوسفی

کربلایی یوسف خوسفی ملقب به ناظر علیشاه، فرزند استاد زین‌العابدین رنگرز، در دوازدهم ربیع‌الاول سال ۱۳۳۲ قمری (مطابق ۱۹ بهمن ۱۲۹۲ شمسی) درگذشته است. وی چهار برادر به نام‌های یعقوب، عبدالله، محمد و حسن داشته است. او از شاعران ناشناختهٔ عصر قاجار است که تأثیری عمیق از سعدی و حافظ پذیرفته است. این تأثیرپذیری به‌ویژه در مور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.