پرش به محتوای اصلی
یوسف خوسفی یوسف خوسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱

ای ماه و مهر پیش رخت مانده از ضیا

سروِ سهی به پیش قد تو شده دو تا

پیغمبران به زیر لوای تو ساکنند

خوانده است کردگار تو را نام، مصطفی

الهام از جلیل رسد بر تو و پیام

از جبرئیل، ای سر سرخیل انبیا!

منظور از خلقت تو بود کایزد آفرید

جن و ملک و آدم عالم و ما سوا

دریوزه گرد درگه تو هست جبرئیل

نازل به شأن تو شد از ایزد انّما

خلق دو عالم از تو شفاعت کنند طلب

مجموع راست پایه جود تو متکّا

ما روی مسکنت به در تو نهاده‌ایم

آیا بود که گوشهٔ چشمی کنی به ما؟

گر تو نظر کنی به گدا، پادشه شود

ور از نظر بیفکنی، سلطان شود گدا

دارم امید بندگی از حضرت تو آنک

در روز رستخیز شفاعت کنی مرا

یوسف به مدح همچو تو شاهی دهان گشود

لیکن در آفتاب چه دهد پرتو سها؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ساقی بیار باده و پر ساز جام ما
  2. شمارهٔ ۴بیا ساقی بشوی از باده زنگار دل ما را
  3. شمارهٔ ۵گشتم مقیم میکده ساقی بیار آن جام را
  4. شمارهٔ ۶برقع دگر برافکن زآن روی خوب یارا
  5. شمارهٔ ۷خواستم کنم صبر و شکیبیایی را
  6. شمارهٔ ۸دوشم از صومعه افتاد گذر دیر مغان را
  7. شمارهٔ ۹از حد گذشت شوق، نیامد نگار ما
  8. شمارهٔ ۱۰در خواب خوش دیدم سحر مرغ بلند پرواز را
همه‌ی غزلیات ←

یوسف خوسفی درباره‌ی یوسف خوسفی

کربلایی یوسف خوسفی ملقب به ناظر علیشاه، فرزند استاد زین‌العابدین رنگرز، در دوازدهم ربیع‌الاول سال ۱۳۳۲ قمری (مطابق ۱۹ بهمن ۱۲۹۲ شمسی) درگذشته است. وی چهار برادر به نام‌های یعقوب، عبدالله، محمد و حسن داشته است. او از شاعران ناشناختهٔ عصر قاجار است که تأثیری عمیق از سعدی و حافظ پذیرفته است. این تأثیرپذیری به‌ویژه در مور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.