پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

از من آن کامیاب را چه غم است

زین شب آن مهتاب را چه غم است

ذره ها گر شوند زیر و زبر

چشمه آفتاب را چه غم است

گر مرا نیست خوابی اندر چشم

چشم آن نیم خواب را چه غم است

گر بسوزد هزار پروانه

مشعل خانه تاب را چه غم است

ور کنم من سؤال کشتن خویش

ترک حاضر جواب را چه غم است

خسرو ار جان دهد، تو دیر بزی

ماهی ار مرد آب را چه غم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است
  2. شمارهٔ ۳۹۰زلف مشکینش که گویی را به چوگان یافته ست
  3. شمارهٔ ۳۹۱خنده هرگز دهنی همچو دهان تو نیافت
  4. شمارهٔ ۳۹۲یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت
  5. شمارهٔ ۳۹۳یا رب، آن زلف تو هیچ اشکنه بی دل هست؟
  6. شمارهٔ ۳۹۴دردا که با من آن بت نامهربان نساخت
  7. شمارهٔ ۳۹۵با این جمال روی صنم دیدنم خطاست
  8. شمارهٔ ۳۹۶خیال روی تو چون در ناب در نظر است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.