پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

کسی را به دور حسن تو پروای خواب نیست

کو دل کزان دو نرگس رعنا خراب نیست

ای محتسب که منع سر اندازیم کنی

بگذر ز ما که مستی ما از شراب نیست

بر جان ما ز غمزه مزن تیر دمبدم

بر بی گناه ظلم پیاپی ثواب نیست

دل خواست بوسه ای ز لبت، بر دهان زدی

در روزگار مثل تو حاضر جواب نیست

کردم مقابل رخ تو آفتاب را

چیزی ست در رخ تو که در آفتاب نیست

تا چند قصد خسرو بیچاره می کنی

یک شیوه کن که حاجت چندین عتاب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸هر عاشقی که ترسد از طعنه و ملامت
  2. شمارهٔ ۳۸۹یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است
  3. شمارهٔ ۳۹۰زلف مشکینش که گویی را به چوگان یافته ست
  4. شمارهٔ ۳۹۱خنده هرگز دهنی همچو دهان تو نیافت
  5. شمارهٔ ۳۹۲یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت
  6. شمارهٔ ۳۹۳یا رب، آن زلف تو هیچ اشکنه بی دل هست؟
  7. شمارهٔ ۳۹۴دردا که با من آن بت نامهربان نساخت
  8. شمارهٔ ۳۹۵با این جمال روی صنم دیدنم خطاست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.