پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

خیال روی تو چون در ناب در نظر است

ز اشک دمبدمم صد حباب در نظر است

چو مست روی تو من، روی مهوشان چه کنم

به دزدکی نگرم کافتاب در نظر است

اگر دلت به لب بحر می کشد، ای سرو

نشین به گوشه چشمم که آب در نظر است

خیال زلف تو در دیده ام شبی گردید

ازان خیال مرا اشک ناب در نظر است

شبی به خواب نظر بازیی به او کردم

مرا همیشه ازان لحظه خواب در نظر است

به نور روی تو در زلف می توان رفتن

شب است و شعشعه ماهتاب در نظر است

ز عشق چشم تو خسرو چو سرخوش و مست است

به یاد لعل تو او را شراب در نظر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸جمال دوست مرا تا به چشم دیده شده ست
  2. شمارهٔ ۳۹۹دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست
  3. شمارهٔ ۴۰۰لطافت تو چنان در خیال ما بنشست
  4. شمارهٔ ۴۰۱بیا که دل بشد از انتظار آمدنت
  5. شمارهٔ ۴۰۲چه وزن ماه سما را برابر رویت
  6. شمارهٔ ۴۰۳به خود مبین که چو روی من آفتابی هست
  7. شمارهٔ ۴۰۴رخش بدیدم و گفتم که بوستان این است
  8. شمارهٔ ۴۰۵دو زلف تو که سر اندر زمین رسانیده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.