پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۲

چه وزن ماه سما را برابر رویت

که آفتاب فلک نیست هم ترازویت

برابری نکند با تو آفتاب، اگر

هزار بار برابر کنند با رویت

دو زلف تو ز پس گوشهات دانی چیست؟

دو زاغ، لیک از آن کمان ابرویت

ز تشنگان لبت شربتی دریغ مدار

کنون که آب لطافت روانست در جویت

شب فراق درازست، من، نمی دانم

که مبتلای شبم یا از آن گیسویت

شبم چگونه نباشد دراز از هجران

که هیچ می نتوانم گسست از مویت

برون جه از کف غم، خسروا، چو تیر از شست

کمان عشق مکش، نیست چون به بازویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۴رخش بدیدم و گفتم که بوستان این است
  2. شمارهٔ ۴۰۵دو زلف تو که سر اندر زمین رسانیده‌ست
  3. شمارهٔ ۴۰۶ای داشته به سر ز رعونت کلاه کج
  4. شمارهٔ ۴۰۷توانگری به دل است، ای گدای با صد گنج
  5. شمارهٔ ۴۰۸به غیر جام دمادم مجوی همدم هیچ
  6. شمارهٔ ۴۰۹ای دستت از نگار سفید و سیاه و سرخ
  7. شمارهٔ ۴۱۰ز من در هجر او هردم فغان زار می‌آید
  8. شمارهٔ ۴۱۱شد از عشقت دلم خون و جگر افگار و جان بر باد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.