پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۹

ای دستت از نگار سفید و سیاه و سرخ

وی چشمت از خمار سفید و سیاه و سرخ

از برگ و از سپاری و از رنگ چونه شد

دندان آن نگار سفید و سیاه و سرخ

رفتی و در فراق تو چشمم ز گریه گشت

چون ابر نوبهار سفید و سیاه و سرخ

سازم نثار آن رخ زیبا، گرم بود

در کیسه صد هزار سفید و سیاه و سرخ

خسرو ردیف این غزل از بهر امتحان

آورده در قطار سفید و سیاه و سرخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۱شد از عشقت دلم خون و جگر افگار و جان بر باد
  2. شمارهٔ ۴۱۲ندانم تا چه باد است این که از گلزار می‌آید
  3. شمارهٔ ۴۱۳نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۱۴صبا می‌جنبد و آن مست ما را خواب می‌آید
  5. شمارهٔ ۴۱۵زمستان می‌رود، ایام گل‌ها پیش می‌آید
  6. شمارهٔ ۴۱۶مگر غنچه ز روی یار من شرمنده می‌آید؟
  7. شمارهٔ ۴۱۷مرا باز از طریق ساقی خود یاد می‌آید
  8. شمارهٔ ۴۱۸چه شد کان سرو سیم‌اندام سوی من نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.