پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۳

نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می‌آید

ز خارا هم کنون بر من هزاران نیش می‌آید

رقیبت مهربانی هشت و ما را دشمن جان شد

دلم را، ای پسر، بنگر، چه محنت پیش می‌آید؟

بلا و محنت هجران، چه حال است این که پیوسته

نصیب جان مجروح من درویش می‌آید

ز بیگانه نمی‌نالم، مرا معلوم شد، ای مه

که غم‌های جهان یکسر مرا از خویش می‌آید

منال ز جور و محنت‌ها، خموش و دم مزن خسرو

که بر بی‌صبر در عالم مصیبت بیش می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۵زمستان می‌رود، ایام گل‌ها پیش می‌آید
  2. شمارهٔ ۴۱۶مگر غنچه ز روی یار من شرمنده می‌آید؟
  3. شمارهٔ ۴۱۷مرا باز از طریق ساقی خود یاد می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۱۸چه شد کان سرو سیم‌اندام سوی من نمی‌آید
  5. شمارهٔ ۴۱۹به گل گشت چمن چون گلستان من برون آید
  6. شمارهٔ ۴۲۰چه فرخ ساعتی باشد که یار از در درون آید
  7. شمارهٔ ۴۲۱مبادا کز شکار آن خیره کش یکسر درون آید
  8. شمارهٔ ۴۲۲سحرگاهان که باد از سوی گل عنبرفشان آید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.