پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

بیرون میا ز پرده که ما را شکیب نیست

اینک بلند گفتمت، از کس حجیب نیست

تا پای در رکاب لطافت نهاده ای

اشکم کدام روز که پا در رکیب نیست

پیش رخت که بر ورق لاله خط کشید

گر دفتر گل است که هم در حسیب نیست

دل با رخت چگونه نگردد فریفته؟

از صورت تو چیست که آن دلفریب نیست؟

چون دل ز دست رفت که راه امید بود

بر چشم تست دیگر و بر کس عتیب نیست

میلی نمی کند سوی خسرو چو آب خضر

با آنکه میل آب جز اندر نشیب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹ناوک زنی چو غمزه او در زمانه نیست
  2. شمارهٔ ۲۹۰ای دل، غمین مباش که جانان رسیدنی ست
  3. شمارهٔ ۲۹۱هر سو که با هزار کرشمه خرام تست
  4. شمارهٔ ۲۹۲ای غمزه زن که تیر جفا در کمان تست
  5. شمارهٔ ۲۹۳ای آرزوی دیده، دلم در هوای تست
  6. شمارهٔ ۲۹۴جانا، کرشمه تو ره عقل و دین زده ست
  7. شمارهٔ ۲۹۵خونخوار چشم تو که ره مرد و زن زده ست
  8. شمارهٔ ۲۹۶تا دیده در جمال تو دیدن گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.