پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

تا دیده در جمال تو دیدن گرفته است

خونابه ها ز چشم چکیدن گرفته است

مهر و مه است در نظرم کم ز ذره ای

تا خاک آب دیده کشیدن گرفته است

چون کرده ایم نسبت گل با جمال او

دل هم ز شوق جامه دریدن گرفته است

کی پند واعظم بنشیند به گوش دل

گوشم که خواری تو شنیدن گرفته است

در جان هزار گونه جراحت پدید شد

لب را به قهر ما چو گزیدن گرفته است

دل را هوای شربت و آب زلال نیست

در عاشقی چو زهر چشیدن گرفته است

تا گفته ای که جانب خسرو همی روم

اشکش ز دیده پیش دویدن گرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸لشکر کشید عشق و دلم ترک جان گرفت
  2. شمارهٔ ۲۹۹چشمت به عشوه جان دو صد ناتوان گرفت
  3. شمارهٔ ۳۰۰زلفت به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت
  4. شمارهٔ ۳۰۱امشب که چشم من به ته پای او بخفت
  5. شمارهٔ ۳۰۲آب حیات من که نم از من دریغ داشت
  6. شمارهٔ ۳۰۳زیر کله نمونه روی تو مه نداشت
  7. شمارهٔ ۳۰۴ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاست
  8. شمارهٔ ۳۰۵آن ترک نازنین که جهانی شکار اوست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.