پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۱

هر سو که با هزار کرشمه خرام تست

صد دل فتاده پیش به هر نیم گام تست

وه آن تویی و یا مه گردون و یا خیال

ماهی که گاه گاه به بالای بام تست

جانم فدای زلف تو آندم که پرسمت

کاین چیست موی بافته، گویی که دام تست

خود را ز تو سلام کنم زان همی زیم

میرم ازین گمان نبرم کاین سلام تست

مستی گرم تمام بسوزد عجب مدار

زینسان که دل به پختن سودای خام تست

چون می کشی مرا ز کف خویش بیش ازین

یک جرعه ای بریز که ای کشته شام تست

خونم نگین نگین که فرو می چکد ز چشم

بر هر نگین ز کلک وفا نقش نام تست

جانی که هست در کف اندیشه ها گرو

بر رخ ز خون قباله نوشتم که نام تست

خسرو که هندوانه سخن کج کج آورد

یک خنده کن وظیفه او، چون غلام تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۳ای آرزوی دیده، دلم در هوای تست
  2. شمارهٔ ۲۹۴جانا، کرشمه تو ره عقل و دین زده ست
  3. شمارهٔ ۲۹۵خونخوار چشم تو که ره مرد و زن زده ست
  4. شمارهٔ ۲۹۶تا دیده در جمال تو دیدن گرفته است
  5. شمارهٔ ۲۹۷بنگر که اشک دامن ما چون گرفته است
  6. شمارهٔ ۲۹۸لشکر کشید عشق و دلم ترک جان گرفت
  7. شمارهٔ ۲۹۹چشمت به عشوه جان دو صد ناتوان گرفت
  8. شمارهٔ ۳۰۰زلفت به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.