پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

ای غمزه زن که تیر جفا در کمان تست

آهسته تر، که دست دلم در عنان تست

بنمای رخ که شاد برانم ز دیدنت

روزی دو سه که غمزده میهمان تست

جانها به باد داد که دایم شکسته باد

آن گیسویی که بر سر سرو روان تست

داغی ست از شراره آه کسی مگر

خال سیه که بر رخ چون ارغوان تست

گر هر زمان به خانه دیگر شوی به ناز

می زیبدت که مر همه عالم از آن تست

زان می زیم که بر دهن انگشتری نهم

شبها و این خیال برم کان دهان تست

گفتم بکش که باز رهم، ناوک مژه

بنمود و گفت این همه از بهر جان تست

فریاد خسرو ار شنوی شب به کوی خویش

رنجه مشو که فاخته بوستان تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴جانا، کرشمه تو ره عقل و دین زده ست
  2. شمارهٔ ۲۹۵خونخوار چشم تو که ره مرد و زن زده ست
  3. شمارهٔ ۲۹۶تا دیده در جمال تو دیدن گرفته است
  4. شمارهٔ ۲۹۷بنگر که اشک دامن ما چون گرفته است
  5. شمارهٔ ۲۹۸لشکر کشید عشق و دلم ترک جان گرفت
  6. شمارهٔ ۲۹۹چشمت به عشوه جان دو صد ناتوان گرفت
  7. شمارهٔ ۳۰۰زلفت به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت
  8. شمارهٔ ۳۰۱امشب که چشم من به ته پای او بخفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.