پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

جانا، کرشمه تو ره عقل و دین زده ست

فریاد ازان کرشمه که راهم چنین زده ست

فتنه به گوشه های دو چشمت نهان شده

آفت به کنجهای دهانت کمین زده ست

ماری ست گرد عقرب زین حلقه جسته ای

آن جعد به حلقه حلقه که در زیر زین زده ست

تا باد برد بوی تو در باغ پیش سرو

از یاد لاله زار کله بر زمین زده ست

از بهر آن که لاف جمال تو می زند

صد بار باد بر دهن یاسمین زده ست

گفتم به دل که بر تو که زد ناوک جفا

سوی تو کرد اشارت پنهان که این زده ست

چشم تو رای زد که کشد بنده را به ظلم

انصاف می دهم که چه رای متین زده ست

خسرو، تو کیستی که در آیی در این شمار

کاین عشق تیغ بر سر مردان دین زده ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶تا دیده در جمال تو دیدن گرفته است
  2. شمارهٔ ۲۹۷بنگر که اشک دامن ما چون گرفته است
  3. شمارهٔ ۲۹۸لشکر کشید عشق و دلم ترک جان گرفت
  4. شمارهٔ ۲۹۹چشمت به عشوه جان دو صد ناتوان گرفت
  5. شمارهٔ ۳۰۰زلفت به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت
  6. شمارهٔ ۳۰۱امشب که چشم من به ته پای او بخفت
  7. شمارهٔ ۳۰۲آب حیات من که نم از من دریغ داشت
  8. شمارهٔ ۳۰۳زیر کله نمونه روی تو مه نداشت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.