پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

ای آرزوی دیده، دلم در هوای تست

جانم اسیر سلسله مشک ساری تست

هستند در دعای رهی جمله مردمان

بهر نجات عشق و رهی در دعای تست

گه خشم و گه کرشمه و گه عشوه گاه ناز

مسکین کسی که شیفته و مبتلای تست

تا چند تیغ برکشی و سر طلب کنی

اینک سری که می طلبی زیر پای تست

ما جان فدای خنجر تسلیم کرده ایم

خواهی ببخش و خواه بکش رای رای تست

گفتی که ابر گشت فلانی ز آب چشم

این ابر مدتی ست که اندر هوای تست

دل رفت و نیز سینه تهی شد ز آب چشم

ای صبر، باز گرد که آن جای جای تست

ای خط سبز، بر لب جانان خضر تویی

ما را مکش چو آب خضر آشنای تست

ای قرص آفتاب که دوری ز دست ما

آخر لبی ببخش که خسرو گدای تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۵خونخوار چشم تو که ره مرد و زن زده ست
  2. شمارهٔ ۲۹۶تا دیده در جمال تو دیدن گرفته است
  3. شمارهٔ ۲۹۷بنگر که اشک دامن ما چون گرفته است
  4. شمارهٔ ۲۹۸لشکر کشید عشق و دلم ترک جان گرفت
  5. شمارهٔ ۲۹۹چشمت به عشوه جان دو صد ناتوان گرفت
  6. شمارهٔ ۳۰۰زلفت به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت
  7. شمارهٔ ۳۰۱امشب که چشم من به ته پای او بخفت
  8. شمارهٔ ۳۰۲آب حیات من که نم از من دریغ داشت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.