پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست

ایمن درین خرابه نشستن صواب نیست

از خفتگان خواب چه پرسی که حال چیست؟

زان خواب خوش که هیچ کسی را جواب نیست

چون هیچ دوست نیست وفادار زیر خاک

معمور خسته ای که چو گور خراب نیست

چون مست را خبر نبود از جفای دهر

بر هوشیار به ز شراب و کباب نیست

طیب حیات خواستن از آسمان خطاست

کز شیشه ای ذلیل امید صواب نیست

ساقی ز جام عشق به خسرو رسان نمی

زیرا که مست کارتر از وی شراب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸مست ترا به هیچ میی احتیاج نیست
  2. شمارهٔ ۲۸۹ناوک زنی چو غمزه او در زمانه نیست
  3. شمارهٔ ۲۹۰ای دل، غمین مباش که جانان رسیدنی ست
  4. شمارهٔ ۲۹۱هر سو که با هزار کرشمه خرام تست
  5. شمارهٔ ۲۹۲ای غمزه زن که تیر جفا در کمان تست
  6. شمارهٔ ۲۹۳ای آرزوی دیده، دلم در هوای تست
  7. شمارهٔ ۲۹۴جانا، کرشمه تو ره عقل و دین زده ست
  8. شمارهٔ ۲۹۵خونخوار چشم تو که ره مرد و زن زده ست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.