پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست

خوش حالتی ست عمر ولی پایدار نیست

خوش منزلی ست عرصه روی زمین، دریغ

کانجا مجال عیش و مقام قرار نیست

هر چند بهترین صور شکل آدمی ست

لیکن همه چو سرو قد گلعذار نیست

دل در جهان مبند که کس را ازین عروس

جز آب دیده خون جگر در کنار نیست

مردی که در شمار بود این زمان کجاست؟

کو را درین زمانه غم بیشمار نیست

غره مشو ز جاه مجازی به اعتبار

کاین جاه را به نزد خدا اعتبار نیست

زنهار اختیار مکن بهر منزلی

کانجا به دست هیچ کسی اختیار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست
  2. شمارهٔ ۲۸۷بیرون میا ز پرده که ما را شکیب نیست
  3. شمارهٔ ۲۸۸مست ترا به هیچ میی احتیاج نیست
  4. شمارهٔ ۲۸۹ناوک زنی چو غمزه او در زمانه نیست
  5. شمارهٔ ۲۹۰ای دل، غمین مباش که جانان رسیدنی ست
  6. شمارهٔ ۲۹۱هر سو که با هزار کرشمه خرام تست
  7. شمارهٔ ۲۹۲ای غمزه زن که تیر جفا در کمان تست
  8. شمارهٔ ۲۹۳ای آرزوی دیده، دلم در هوای تست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.