پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۲

ای غمت آرام جان عاشقان

از تو پر شادی جهان عاشقان

خال مشکینت سواد الوجه ماست

این بود بر رخ نشان عاشقان

بر زبانها ذکر نامت رفت حیف

این بود ورد زبان عاشقان

خادما بر زاهد افشان مروحه

گر مگس رانی ز خوان عاشقان

عاشقان از هر طرف در جوششند

کیست آیا در میان عاشقان

تا فزون از عاشقان باشم بسی

عاشقم بر عاشقان عاشقان

گر به جانان زندگی بابی کمال

زندگی بابی به جان عاشقان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۴ای لبت چون شکر و نقل دهان نیز چنان
  2. شمارهٔ ۸۲۵ای نهاده بار هجران بر دل پر درد من
  3. شمارهٔ ۸۲۶با درد تو آرمید نتوان
  4. شمارهٔ ۸۲۷بحر عشقت بحر بی پایاب گفتن میتوان
  5. شمارهٔ ۸۲۸بدیده سوی تو حیف آیدم گذر کردن
  6. شمارهٔ ۸۲۹به رخ قدر گل و گلزار بشکن
  7. شمارهٔ ۸۳۰بر درت بی آب شد اشکم ز بسیار آمدن
  8. شمارهٔ ۸۳۱برگ گل خواندمش از لطف برنجید ز من
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.