پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

به شیوه پسته و بادام تو یکی ز شکر

دگر ز نرگس بسیار خواب می‌چربد

دگر بر آب معلق نسنجمه آن غبغب

چو روشن است که روغن ز آب می‌چربد

بمیر تشنه که پروانه از تعطش شمع

چو سوخت بر مگسان شراب می‌چربد

دلم به آتش سوزان غمت موازنه کرد

به سوز و گریه ز آتش کباب می‌چربد

به فلک چو به میزان رسید دید کمال

که از به آن رخ چون آفتاب می‌چربد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴چشمت به سعی غمزه در فتنه باز کرد
  2. شمارهٔ ۳۷۵چشم تو التفات به مردم نمی‌کند
  3. شمارهٔ ۳۷۶چشم توام به غمزهٔ خونخوار می‌کشد
  4. شمارهٔ ۳۷۷چشم تو که آرام دل خلق جهان برد
  5. شمارهٔ ۳۷۸چشم خوشت آندم که سر از خواب برآورد
  6. شمارهٔ ۳۷۹چشم شوخت دل عاشق به هوس می‌گیرد
  7. شمارهٔ ۳۸۰چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب داد
  8. شمارهٔ ۳۸۱چشمش را عقل و مبه و جان زد
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.