پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۱۲

بی روی توام ای مه نو خانه خراب

وز هجر توام صبر به دل نقش بر آب است

در خواب توان دیدنت و خواب نیاید

از بس که مرا دیده اقبال به خواب است

دوشم به نگاه تو دل از باده غنی بود

خون جگر امشب می و غم جام شراب است

گر بار دگر دست دهد آن می لعلت

ما را چه غم از فوت نی و چنگ و رباب است

خالد اگرت عمر گرانمایه ز کف رفت

افغان چه کنی، قاعده عمر ذهاب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۱۴گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
  2. غزل شماره ۱۵هرگز ترحمی به من مبتلات نیست
  3. غزل شماره ۱۶گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
  4. غزل شماره ۱۷رو به محراب دو ابرویت عبث کردم عبث
  5. غزل شماره ۱۸این چه نام است کزو سکه دین یافت رواج
  6. غزل شماره ۱۹ای شده در دور لعلت تازه ایام مسیح
  7. غزل شماره ۲۰ای تاب ز آفتاب ربوده ز تاب رخ
  8. غزل شماره ۲۱کیست این کز نگهی رهزن صد جان باشد
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.