پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۱۱

جای جانان است اینجا مایه جانم کجاست؟

منزل سلطان خوبان است سلطانم کجاست؟

همچو مجنون کوه هامون می نوردم بهر او

سو بسو می جویمش اما نمیدانم کجاست؟

چون کواکب صف به صف فوج بتان در جلوه اند

شاه خوبانم کجا خورشید رخشانم کجاست؟

سخت سرگردانم اندر این شب تاریک هجر

روشنی بخشم کجاست شمع شبستانم کجاست؟

اشکبارم، بی قرارم، دردمندم، دل فکار

قره العینم کجا آرام و درمانم کجاست؟

بلبل فصل خزانم واله شیدای گل

ای دریغا نو گل گلزار رضوانم کجاست؟

قمری بیچاره ام طوق وفا در گردنم

هر طرف کوکو زنان سرو خرامانم کجاست؟

باز دل طرز سخن سنجی ز نو آغاز کرد

محفل آرا نکته پرداز سخندانم کجاست؟

خالدا خاطر ز خوبان جهان دارد ملال

دلربای نازنین و نار بستانم کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۱۳ز رشک سرو قدت، سرو پای در خاک است
  2. غزل شماره ۱۴گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
  3. غزل شماره ۱۵هرگز ترحمی به من مبتلات نیست
  4. غزل شماره ۱۶گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
  5. غزل شماره ۱۷رو به محراب دو ابرویت عبث کردم عبث
  6. غزل شماره ۱۸این چه نام است کزو سکه دین یافت رواج
  7. غزل شماره ۱۹ای شده در دور لعلت تازه ایام مسیح
  8. غزل شماره ۲۰ای تاب ز آفتاب ربوده ز تاب رخ
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.