پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷

مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را

در آبگون ساغر فکن آن آب آتش رنگ را

جام صبوحی نوش کن قول مغنّی گوش کن

درکش می و خاموش کن فرهنگ بی فرهنگ را

عامان کالانعام را در کنج خلوت ره مده

الا ببزم عاشقان خوبان شوخ شنگ را

ساقی می چون زنگ ده کائینه ی جان منست

باشد که بزداید دلم ز آئینه جان زنگ را

پر کن قدح تا رنگ زرق از خود فرو شویم بمی

کز زهد و دلق نیلگون رنگی ندیدم زنگ را

آهنگ آن دارد دلم کز پرده بیرون اوفتد

مطرب گر این ره می زند گو پست گیر آهنگ را

فرهاد شورانگیز اگر در پای سنگی جان بداد

گفتار شیرین بی سخن در حالت آرد سنگ را

آهوی چشمت با من ار در عین روبه بازی است

سر پنجه ی شیر ژیان طاقت نباشد رنگ را

خواجو چو نام عاشقان ننگست پیش اهل دل

گر نیک نامی بایدت در باز نام و ننگ را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹آن نقش بین که فتنه کند نقش بند را
  2. شمارهٔ ۱۰رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را
  3. شمارهٔ ۱۱وقت صبوح شد بیار آن خور مه نقاب را
  4. شمارهٔ ۱۲ای ماه قبچاقی شب است از سر بِنِهْ بَغطاق را
  5. شمارهٔ ۱۳آن ماه مهر پیکر نامهربان ما
  6. شمارهٔ ۱۴رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را
  7. شمارهٔ ۱۵گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب
  8. شمارهٔ ۱۶ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.