پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

وقت صبوح شد بیار آن خور مه نقاب را

از قدح دو آتشی خیز و روان کن آب را

ماه قنینه آسمان چون بفروزد از افق

در خوی خجلت افکند چشمه ی آفتاب را

وقت سحر که بلبله قهقهه برچمن زند

ساغر چشم من بخون رنگ دهد شراب را

بسکه بسوزد از غمش ایندل سوزناک من

دود بر آید از جگر ز آتش دل کباب را

چون بت رود ساز من چنگ به ساز در زند

من بفغان نواگری یاد دهم رباب را

گر بخیال روی او در رخ مه نظر کنم

مردم چشمم از حیا آب کند سحاب را

دست امید من عجب گر بوصال او رسد

پشّه کسی ندید کو صید کند عقاب را

چون مه مهربان من تاب دهد نغوله را

در خم عقربش نگر زهره ی شب نقاب را

خواجو اگر ز چشم تو خواب ببرد گو ببر

زانکه ز عشق نرگسش خواب نماند خواب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳آن ماه مهر پیکر نامهربان ما
  2. شمارهٔ ۱۴رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را
  3. شمارهٔ ۱۵گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب
  4. شمارهٔ ۱۶ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب
  5. شمارهٔ ۱۷ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
  6. شمارهٔ ۱۸طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب
  7. شمارهٔ ۱۹دیشب در آمد آن بت مه‌روی شب‌نقاب
  8. شمارهٔ ۲۰ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.