پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب

که نیست شرط محبت جدائی از محبوب

چو هست در ره مقصود قرب روحانی

چه احتیاج بارسال قاصد و مکتوب

چو اتصال حقیقی بود میان دو دوست

کجا ز یوسف مصری جدا بود یعقوب

توقعست که از عاشقان بیدل و دین

نظر دریغ ندارند مالکان قلوب

چگونه گوش توان کرد بر خردمندان

گهی که عشق شود غالب و خرد مغلوب

ز صورت تو کند نور معنوی حاصل

دل شکسته که هم سالکست و هم مجذوب

ترا بتیغ چه حاجت که قتل جانبازان

کنی بساعد سیمین و پنجه ی مخضوب

بیار جام و مکن نسبتم بزهد و ورع

که من بساغر و پیمانه گشته ام منصوب

ببخش بر من مسکین که از خداوندان

همیشه عفو شود صادر و ز بنده ذنوب

دلا در ابروی خوبان نظر مکن پیوست

ز روی دوست به حاجب چرا شوی محجوب

گهی که جان بلب آرد درین طلب خواجو

کند بدیده ی طالب نگاه در مطلوب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب
  2. شمارهٔ ۲۱مغنّی وقت آن آمد که بنوازی رباب
  3. شمارهٔ ۲۲ای کرده مه را از تیره شب نقاب
  4. شمارهٔ ۲۳ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
  5. شمارهٔ ۲۴طرّه مشکین نباشد بر رخ جانان غریب
  6. شمارهٔ ۲۵سحر بگوش صبوحی کشان باده پرست
  7. شمارهٔ ۲۶زلفش نافه ی تاتار تاریست
  8. شمارهٔ ۲۷شعاع چشمه ی مهر از فروغ رخسارست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.