پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب

ناز چشم می پرستت مست و چشمت مست خواب

گر کنم یک شمه در وصف خط سبزت سواد

روی دفتر گردد از نوک قلم پر مشک ناب

در بهشت ار زانک برقع برنیندازی زرخ

روضه ی رضوان جهنم باشد و راحت عذاب

وقت رفتن گر روم با آتش عشقت بخاک

روز محشر در برم بینی دل پر خون کباب

صبحدم چون آسمان در گردش آرد جام زر

در گمان افتم که خورشیدست یا جام شراب

جان سرمستم برقص آید ز شادی ذرّه وار

هر نفس کز مشرق شادی بر آید آفتاب

کسی به آواز مؤذن بر توانم خاستن

زانک می باشم سحرگه بیخود از بانک رباب

در خرابات مغان از می خراب افتاده ام

گرچه کارم بی می و میخانه می باشد خراب

هر دمی روی از من مسکین بتابی از چه روی

هر زمانی از در خویشم برانی از چه باب

گردلی داری دل از رندان بیخود بر مگیر

ور سری داری سر از مستان بیخود بر متاب

از تو خواجو غایبست اما تو با او در حضور

عالمی در حسرت آبند و عالم غرق آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹دیشب در آمد آن بت مه‌روی شب‌نقاب
  2. شمارهٔ ۲۰ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب
  3. شمارهٔ ۲۱مغنّی وقت آن آمد که بنوازی رباب
  4. شمارهٔ ۲۲ای کرده مه را از تیره شب نقاب
  5. شمارهٔ ۲۳ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
  6. شمارهٔ ۲۴طرّه مشکین نباشد بر رخ جانان غریب
  7. شمارهٔ ۲۵سحر بگوش صبوحی کشان باده پرست
  8. شمارهٔ ۲۶زلفش نافه ی تاتار تاریست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.