پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

دیشب در آمد آن بت مه‌روی شب‌نقاب

بر مه کشید چنبر و در شب فکند تاب

رخسارش آتش و دل بیچارگان سپند

لعل لبش می و جگر خستگان کباب

بر مشتری کشیده زمشک سیه کمان

بر آفتاب بسته ز ریحان تر طناب

در بر قبای شامی پیروزه‌گون چو ماه

بر سر کلاه شمعی زرکش چو آفتاب

آتش گرفته آب رخ وی زتاب می

آبش نهان در آتش و آتش عیان ز آب

هم شمع برفروخته از چهره هم چراغ

هم نقل ریخته ز لب لعل و هم شراب

بنهاده دام بر مه تابان ز عود خام

وافکنده دانه بر گل سوری ز مشک ناب

می‌زد کلاله بر گل و هر لحظه می‌شکست

بر من به عشوه گوشهٔ بادامِ نیم‌خواب

از راه طنز گفت که خواجو چرا برفت؟

گفتم ز غصّه گفت ذهاباً بلا ایاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱مغنّی وقت آن آمد که بنوازی رباب
  2. شمارهٔ ۲۲ای کرده مه را از تیره شب نقاب
  3. شمارهٔ ۲۳ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
  4. شمارهٔ ۲۴طرّه مشکین نباشد بر رخ جانان غریب
  5. شمارهٔ ۲۵سحر بگوش صبوحی کشان باده پرست
  6. شمارهٔ ۲۶زلفش نافه ی تاتار تاریست
  7. شمارهٔ ۲۷شعاع چشمه ی مهر از فروغ رخسارست
  8. شمارهٔ ۲۸دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.