پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

زلفش نافه ی تاتار تاریست

که هر تار از سر زلفش تتاریست

ز شامش صدشکن بر زنگبارست

ولی هرچین ز شامش زنگباریست

از آن دُردانه تا من برکنارم

کنارم روز و شب دریا کناریست

مرو ساقی که بی آن لعل میگون

قدح نوشیدنم امشب خماریست

کسی کز خاک کوی دوست ببرید

بروزو درگذر کو خاکساریست

رسن بازی کنم با سنبلت لیک

پریشانم که بس آشفته کاریست

قوی جعدت پریشانست و در تاب

زریحان خطت گوئی غباریست

هر آنکو برگ گلبرگ تو دارد

بچشمش هر گلی مانند خاریست

گهی کز خاک خواجو بردمد خار

یقین میدان که بازش خار خاریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراست
  2. شمارهٔ ۲۹وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیده‌ست
  3. شمارهٔ ۳۰این باد کدامست که از کوی شما خاست
  4. شمارهٔ ۳۱لب شیرین تو هر دم شکرانگیزترست
  5. شمارهٔ ۳۲کاف و نون جزوی از اوراق کتب خانه ماست
  6. شمارهٔ ۳۳ای که شهد شکرین تو برد آب نبات
  7. شمارهٔ ۳۴پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات
  8. شمارهٔ ۳۵رخسار تو شمع کایناتست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.