پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیده‌ست

آنک دزدیده در آن دیده خونخوار تو دیده‌ست

چون کشد وسمه کمان دو کمان خانه ابروت

گرچه پیوسته کمان بر مه و خورشید کشیده‌ست

جفت این طاق زمرد شد از آنروی چو گیسو

طاق فیروزهٔ ابروی تو پیوسته خمیده‌ست

سر زلفت ببریدند و به بالات خوش افتاد

یا رب آن شَعر سیه بر قد خوبت که بریده‌ست

آن خط سبز که از شمع رخت دود برآورد

دود آهیست که در آتش روی تو رسیده‌ست

ای خوش آن صید که وقتی به کمند تو درافتاد

خرّم آن مرغ که روزی به هوای تو پریده‌ست

باد را بر سر کوی تو مجالست و مرا نیست

خنک آن باد که بر خاک سر کوت وزیده‌ست

رقمی چند به سرخی که روان در قلم آمد

اشک شنگرفی چشمست که بر نامه چکیده‌ست

خواجو از شوق رخت بس که کند سیل فشانی

همه پیرامنش از خون جگر لاله دمیده‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱لب شیرین تو هر دم شکرانگیزترست
  2. شمارهٔ ۳۲کاف و نون جزوی از اوراق کتب خانه ماست
  3. شمارهٔ ۳۳ای که شهد شکرین تو برد آب نبات
  4. شمارهٔ ۳۴پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات
  5. شمارهٔ ۳۵رخسار تو شمع کایناتست
  6. شمارهٔ ۳۶سنبلش برگ ارغوان بگرفت
  7. شمارهٔ ۳۷چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
  8. شمارهٔ ۳۸ایکه از سرچشمه ی نوشت برفت آب نبات
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.