پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

ای که شهد شکرین تو برد آب نبات

خاک خاک کف پای تو شود آب حیات

بشکر خنده ز تنگ شکر شورانگیز

تا شکر ریخته ئی ریخته ئی آب نبات

از دل تنگ شکر شور بر آمد روزی

که بر آمد زلب چشمه ی نوش تو نبات

گر بخونم بخط خویش برات آوردی

نکشم سر ز خطت زانک بوجهست برات

منکه جز آن فراتم نشود دامنگیر

پیش جیحون سرشکم برود آب فرات

آنچنان در صفت ذات تو حیران شده ام

که نخواهم که رود جز سخن از ذات و صفات

در وفا چشم ندارم که ثباتت باشد

که توقع نتوان داشتن از عمر ثبات

گرز کوتی بود این نعمت زیبائی را

روی زیبا بنما یک نظر از وجه زکوة

خواجو از عشق تو چون از سر هستی بگذشت

بوفات آمد و بر خاک درت کرد وفات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵رخسار تو شمع کایناتست
  2. شمارهٔ ۳۶سنبلش برگ ارغوان بگرفت
  3. شمارهٔ ۳۷چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
  4. شمارهٔ ۳۸ایکه از سرچشمه ی نوشت برفت آب نبات
  5. شمارهٔ ۳۹ای قمر تابی از بنا گوشت
  6. شمارهٔ ۴۰هر که مجنون نیست از احوال لیلی غافلست
  7. شمارهٔ ۴۱فروغ عارض او یا سپیده سحرست
  8. شمارهٔ ۴۲ترا که طره ی مشکین و خط زنگاریست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.