پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات

در وفایت جان ببازم تا کجا یابم وفات

دی طبیبم دید و دردم را دوا ننوشت و گفت

خون دل میخور که این ساعت نمی یابم دوات

چون روان بی خط برات آورده بودم از چه وجه

خط برون آوردی و گفتی که آوردم برات

در عری شاه ماتم ای پری رخ رخ مپوش

کانک رخ بر رخ نهی او را چه غم باشد زمات

راستی را تا صلای عشق در عالم زدی

قامتت را سجده آرد عرعر از بانک صلوة

چون ترا گویم که لالای توام گوئی که لا

جان ببازم بی سخن چون بت پرستان پیش لات

نغمه ی عشاق در نوروز خوش باشد ولیک

ای دریغ ار عیش ما را دست میدادی ادات

گر حیا داری برو خواجو و دست از جان بشوی

زانک لعل جان فزایش می برد آب حیات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶سنبلش برگ ارغوان بگرفت
  2. شمارهٔ ۳۷چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
  3. شمارهٔ ۳۸ایکه از سرچشمه ی نوشت برفت آب نبات
  4. شمارهٔ ۳۹ای قمر تابی از بنا گوشت
  5. شمارهٔ ۴۰هر که مجنون نیست از احوال لیلی غافلست
  6. شمارهٔ ۴۱فروغ عارض او یا سپیده سحرست
  7. شمارهٔ ۴۲ترا که طره ی مشکین و خط زنگاریست
  8. شمارهٔ ۴۳خطی کز تیره شب بر خور نوشته‌ست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.