پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

لب شیرین تو هر دم شکرانگیزترست

زلف دلبند تو هر لحظه دلاویزترست

بر سر آمد ز جهان جزع تو در خونخواری

گرچه چشم من دل سوخته خونریزترست

ایکه از تنگ شکر شور بر آورد لبت

هر زمان پسته تنگت شکر آویزترست

همچو سرچشمه ی نوش تو ز بهر سخنم

چشمم از درج عقیقت گهرانگیزترست

نشنود پند توای زاهد تر دامن خشک

هرکش از دُرد مغان دامن پرهیزترست

آتشست این دل شوریده من پنداری

زانک هر چند که او سوخته تر تیزترست

تا هوای گل رخسار تو دارد خواجو

هر شب از بلبل دلسوخته شب خیزترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ای که شهد شکرین تو برد آب نبات
  2. شمارهٔ ۳۴پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات
  3. شمارهٔ ۳۵رخسار تو شمع کایناتست
  4. شمارهٔ ۳۶سنبلش برگ ارغوان بگرفت
  5. شمارهٔ ۳۷چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
  6. شمارهٔ ۳۸ایکه از سرچشمه ی نوشت برفت آب نبات
  7. شمارهٔ ۳۹ای قمر تابی از بنا گوشت
  8. شمارهٔ ۴۰هر که مجنون نیست از احوال لیلی غافلست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.