پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

طرّه مشکین نباشد بر رخ جانان غریب

زانک نبود سنبل سیراب در بستان غریب

ایکه گفتی گرد لعلش خط مشکین از چه روست

خضر نبود بر کنار چشمه ی حیوان غریب

گر بنالم در هوای طلعتش عیبم مکن

در بهاران نبود از مرغ چمن افغان غریب

سنبلش بی وجه نبود گر بود شوریده حال

زانک افتادست چون هندو بترکستان غریب

ور دلم در چین زلفش بس غریب افتاده است

در دلم نبود غمش چون گنج در ویران غریب

بر غریبان رحمت آور چون غریبی در جهان

زانک نبود از خداوند کرم احسان غریب

چشم مستت گر بریزد خون هر بیچاره ئی

چاره نبود زانک نبود فتنه از مستان غریب

گر بشمشیرم کشی حکمت روان باشد ولیک

بر گدا گر رحمت آرد نبود از سلطان غریب

در رهت خواجو بتلخی جان شیرین داد و رفت

هرگز آمد در دلت کآیا کجا رفت آن غریب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶زلفش نافه ی تاتار تاریست
  2. شمارهٔ ۲۷شعاع چشمه ی مهر از فروغ رخسارست
  3. شمارهٔ ۲۸دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراست
  4. شمارهٔ ۲۹وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیده‌ست
  5. شمارهٔ ۳۰این باد کدامست که از کوی شما خاست
  6. شمارهٔ ۳۱لب شیرین تو هر دم شکرانگیزترست
  7. شمارهٔ ۳۲کاف و نون جزوی از اوراق کتب خانه ماست
  8. شمارهٔ ۳۳ای که شهد شکرین تو برد آب نبات
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.