پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب

وی زلف تابدار تو بر مه فکنده تاب

بر مه فکنده برقع شبرنگ روزپوش

مه را که دید ساخته از تیره شب نقاب

روزم شبست بی تو و چون روز روشنست

کان لحظه شب بود که نهان باشد آفتاب

خورشید را بروی تو تشبیه چون کنم

کو همچو بندگان دهدت بوسه بر جناب

بر روی چون مه ارچه بتابی کمند زلف

باری به هیچ روی زمن روی بر متاب

گفتم مگر بخواب توان دیدنت ولیک

دانم که خواب را نتوان دید جز بخواب

یک ساعتم از آن لب میگون شکیب نیست

سرمست را شکیب کجا باشد از شراب

چشمم بقصد ریختن خون دل مقیم

افکنده است چون سر زلفت سپر بر آب

در آرزوی روی تو خواجو چو بیدلان

هر شب بخون دیده کند آستین خضاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب
  2. شمارهٔ ۱۹دیشب در آمد آن بت مه‌روی شب‌نقاب
  3. شمارهٔ ۲۰ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب
  4. شمارهٔ ۲۱مغنّی وقت آن آمد که بنوازی رباب
  5. شمارهٔ ۲۲ای کرده مه را از تیره شب نقاب
  6. شمارهٔ ۲۳ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
  7. شمارهٔ ۲۴طرّه مشکین نباشد بر رخ جانان غریب
  8. شمارهٔ ۲۵سحر بگوش صبوحی کشان باده پرست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.