پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را

مهر ماش چندان نیست ماه نیمروزی را

روی پر نگارش بین چشم پر خمارش بین

لعل آبدارش بین ماه نیمروزی را

آن مهست یا رخسار شکّرست یا گفتار

عارضست یا گلزار ماه نیمروزی را

جعد مشکبارش گیر زلف تابدارش گیر

خیز و در کنارش گیر ماه نیمروزی را

لعبت پری پیکر و آفتاب شب زیور

گر ندیده ئی بنگر ماه نیمروزی را

موسم سحر شد خیز باده در صراحی ریز

در کمند زلف آویز ماه نیمروزی را

می بمی پرستان آر باده سوی مستان آر

خیز و در شبستان آر ماه نیمروزی را

یار جز جفا جو نیست گو مکن که نیکو نیست

هیچ مهر خواجو نیست ماه نیمروزی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب
  2. شمارهٔ ۱۷ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
  3. شمارهٔ ۱۸طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب
  4. شمارهٔ ۱۹دیشب در آمد آن بت مه‌روی شب‌نقاب
  5. شمارهٔ ۲۰ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب
  6. شمارهٔ ۲۱مغنّی وقت آن آمد که بنوازی رباب
  7. شمارهٔ ۲۲ای کرده مه را از تیره شب نقاب
  8. شمارهٔ ۲۳ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.