پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

آن ماه مهر پیکر نامهربان ما

گفت ای بنطق طوطی شکّرستان ما

وقت سحر شدی به تماشای گل به باغ

شرمت نیامد از رخ چون گلستان ما

در باغ سرو را ز حیا پای در گلست

از اعتدال قدّ چو سرو روان ما

برگ بنفشه کز چمن آید نسیم او

تابیست از دو سنبل عنبر فشان ما

آب حیات کز ظلماتش نشان دهند

آبیست پیش کوثر آتش نشان ما

ماییم فتنه ای که در آخر زمان بود

ور نی کدام فتنه بود در زمان ما

بنمود چشم مست و به رمزم عتاب کرد

کاخر چنین بود غمت از ناتوان ما

در باغ وصل اگر نبود چون تو بلبلی

کم گیر پشه ای ز همای آشیان ما

می کرد در کرشمه به ابرو اشارتی

یعنی گمان مبر که کشد کس کمان ما

کس با میان ما نکند دست در کمر

الا کمر که حلقه شود بر میان ما

خواجو اگر چه در سر سودای ما رود

تا باشدش سری سر او وآستان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب
  2. شمارهٔ ۱۶ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب
  3. شمارهٔ ۱۷ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
  4. شمارهٔ ۱۸طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب
  5. شمارهٔ ۱۹دیشب در آمد آن بت مه‌روی شب‌نقاب
  6. شمارهٔ ۲۰ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب
  7. شمارهٔ ۲۱مغنّی وقت آن آمد که بنوازی رباب
  8. شمارهٔ ۲۲ای کرده مه را از تیره شب نقاب
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.