پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را

ور سلیمان ملک خواهد ننگرد بلقیس را

زنده ی جاوید گردد کشته شمشیر عشق

زانکه از کشتن بقا حاصل شود جرجیس را

جان بده تا محرم خلوتگه جانان شوی

تا نمیرد کی بجنت ره دهند ادریس را

گرنه در هر جوهری از عشق بودی شمه ئی

کی کشش بودی بآهن سنگ مغناطیس را

همچو خورشید ار برآید ماه بی مهرم ببام

مهر بفزاید ز ماه طلعتش برجیس را

دامن محمل برانداز ای مه محمل نشین

یا بگو با ساربان تا باز دارد عیس را

چون بتلبیسم بدام آوردی اکنون چاره نیست

بگذر از تزویر و بگذار ای پسر ابلیس را

تا نپنداری که گویم لاله چون رخسار تست

کی بگل نسبت کند رامین جمال ویس را

خواجو ار در بزم خوبان از می یاقوت رنگ

کاس را خواهی که پر باشد تهی کن کیس را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲ای ماه قبچاقی شب است از سر بِنِهْ بَغطاق را
  2. شمارهٔ ۱۳آن ماه مهر پیکر نامهربان ما
  3. شمارهٔ ۱۴رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را
  4. شمارهٔ ۱۵گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب
  5. شمارهٔ ۱۶ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب
  6. شمارهٔ ۱۷ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
  7. شمارهٔ ۱۸طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب
  8. شمارهٔ ۱۹دیشب در آمد آن بت مه‌روی شب‌نقاب
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.