پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۳۹

هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم

هر بال و پر که داشتم از دم بسوختم

از ناله هفت خیمهٔ گردون شکافتم

وز آه چار گوشهٔ عالم بسوختم

چندین هزار نافهٔ مشک امید را

بر مجمر نیاز به یک‌دم بسوختم

بنگاه صبر و خرمن دل را به جملگی

کردم به جهد با هم و در هم بسوختم

هر جوهری که بود بر این سقف لاجورد

از شعله‌های آه دمادم بسوختم

گر چتر روز سوختم از دم عجب مدار

منجوق صبح و پرچم شب هم بسوختم

از تف دل شرار به صحرا چنان زدم

کز دود مهره در سر ارقم بسوختم

نیمی بسوختم دل خاقانی از عنا

نیمی دگر که ماند به ماتم بسوختم

دوش از بخار سینه بخوری بساختم

بر خاک فیلسوف معظم بسوختم

هر ساعت این خروش برآید مرا ز دل

که‌ای عم بسوختم ز غم ای عم بسوختم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۱ - در مدح اقضی‌القضاة علی و آمدن به عیادت خاقانیبخ بخ ار فاروق ثانی را کنم مدحت به جان
  2. شمارهٔ ۲۴۲آرزو بود نعمتم لیکن
  3. شمارهٔ ۲۴۳ - در مرثیهٔ رشید الدین فرزند خودپسر داشتم چون بلند آفتابی
  4. شمارهٔ ۲۴۴از عزیزان سؤال دل کردم
  5. شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خودجمال شاه سخا بود و بود تاج سرم
  6. شمارهٔ ۲۴۶آن به من می‌رسد ز سختی و رنج
  7. شمارهٔ ۲۴۷ - در مرثیهٔ عمدة الدین محمد بن اسعد از ائمهٔ شافعیهدر دهر سیه سپیدم افکند
  8. شمارهٔ ۲۴۸ - در مرثیهٔ عمدة الدینفرزند بمرد و مقتدا هم
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.