پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۳۸

غصهٔ دل گفت خاقانی که از ابناء جنس

کس نماند و من به ناجنسان چنین وامانده‌ام

رهروان چون آفتاب آزاد و خندان رفته‌اند

من چرا چون ذره سرگردان و دَروا مانده‌ام

همرهان بر جدول دجله چو مسطر رانده‌اند

من چو نقطه در خط بغداد یکتا مانده‌ام

دوستانم قطب و شمس و نجم و بوالبدر و شهاب

رفته و من چون سُها در گوشه تنها مانده‌ام

همرهند این پنج تن چون کاف و ها یا عین و صاد

یک‌تنه چون قاف والقرآن من اینجا مانده‌ام

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۰به مجلس کو نزیل جود خویش است
  2. شمارهٔ ۲۴۱ - در مدح اقضی‌القضاة علی و آمدن به عیادت خاقانیبخ بخ ار فاروق ثانی را کنم مدحت به جان
  3. شمارهٔ ۲۴۲آرزو بود نعمتم لیکن
  4. شمارهٔ ۲۴۳ - در مرثیهٔ رشید الدین فرزند خودپسر داشتم چون بلند آفتابی
  5. شمارهٔ ۲۴۴از عزیزان سؤال دل کردم
  6. شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خودجمال شاه سخا بود و بود تاج سرم
  7. شمارهٔ ۲۴۶آن به من می‌رسد ز سختی و رنج
  8. شمارهٔ ۲۴۷ - در مرثیهٔ عمدة الدین محمد بن اسعد از ائمهٔ شافعیهدر دهر سیه سپیدم افکند
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.