پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵

لعل او بازار جان خواهد شکست

خندهٔ او مُهر کان خواهد شکست

عابدان را پرده این خواهد درید

زاهدان را توبه آن خواهد شکست

هودج نازش نگنجد در جهان

لیک محمل بر جهان خواهد شکست

پرنیان خوئی به پای پیل غم

دل چو پیل پرنیان خواهد شکست

روی گندم‌گون او در چشم ماه

خار راه کهکشان خواهد شکست

غمزه‌ش ار غوغا کند هیچش مگوی

کو طلسم آسمان خواهد شکست

دشمنان از داغ هجرش رسته‌اند

پل همه بر دوستان خواهد شکست

جای فریاد است خاقانی که چرخ

نالهٔ فریاد‌خوان خواهد شکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷رخ تو، رونق قمر بشکست
  2. غزل شمارهٔ ۴۸از حال خود شکسته دلان را خبر فرست
  3. غزل شمارهٔ ۴۹زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرست
  4. غزل شمارهٔ ۵۰روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت
  5. غزل شمارهٔ ۵۱به باغ وصل تو خاری رقیبِ صد ورد است
  6. غزل شمارهٔ ۵۲تیره‌زلفا بادهٔ روشن کجاست
  7. غزل شمارهٔ ۵۳دردی است درد عشق که درمان‌پذیر نیست
  8. غزل شمارهٔ ۵۴شمع شب‌ها بجز خیال تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.