پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۵

سینه پُر آتشم چو میغ از تو

چهره پُر گوهرم چو تیغ از تو

روز عمرم بُدی، که چون رفتی

حاصلی نیست جز دریغ از تو

ماتم عمر رفته خواهم داشت

زان سیه جامه‌ام چو میغ از تو

رصد عشق تو جهان بگرفت

چون تمنا کنم گُریغ از تو

وه چه سنگی که خون خاقانی

ریختی نامده دریغ از تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۷گرچه جانی از نظر پنهان مشو
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۸چه کرده‌ام بجای تو که نیستم سزای تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۹پشت پایی زد خرد را روی تو
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۰در عشق داستانم و بر تو به نیم جو
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۱بستهٔ زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۲ای تماشاگاه جان‌ها طرف لاله‌ستان تو
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳رخت تمنای دل بر در عشاق نه
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۴افدی بنفس من بدت فی‌المهد عنی غافله
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.