پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸

از کف ایام امان کس نیافت

وز روش دهر زمان کس نیافت

شام و سحر هست رصددار عمر

زین دو رصد خط امان کس نیافت

رفت زمانی که ز راحت در او

نام غم از هیچ زبان کس نیافت

و آمد عهدی که ز خرم‌دلان

در همه آفاق نشان کس نیافت

اهل میندیش که در عهد ما

سایهٔ عنقا به جهان کس نیافت

جنس طلب کردی خاقانیا

کم طلب آن چیز که آن کس نیافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰زخم زمانه را در مرهم پدید نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۱چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است
  3. غزل شمارهٔ ۳۲حصن جان ساز در جهان خلوت
  4. غزل شمارهٔ ۳۳بخت بدرنگ من امروز گم است
  5. غزل شمارهٔ ۳۴طره مفشان که غرامت بر ماست
  6. غزل شمارهٔ ۳۵در جهان هیچ سینه بی‌غم نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۶مرا دانهٔ دل بر آتش فتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۳۷من ندانستم که عشق این رنگ داشت
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.