پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵

اهل بر روی زمین جستیم نیست

عشق را یک نازنین جستیم نیست

زین سپس بر آسمان جوئیم اهل

زان که بر روی زمین جستیم نیست

برنشین ای عمر و منشین ای امید

کاشنائی همنشین جستیم نیست

خرمگس بر خوان گیتی صف زده است

یک مگس را انگبین جستیم نیست

گفتی از گیتی وفا جویم، مجوی

کز تو و او ما همین جستیم نیست

بر کمینگاه فلک بودیم دیر

شیرمردی در کمین جستیم نیست

هست در گیتی سلیمان صدهزار

یک سلیمان را نگین جستیم نیست

ترک خاقانی بسی گفتیم لیک

مثل او سحرآفرین جستیم نیست

در خراسان نیست مانندش چنانک

در عراقش هم قرین جستیم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷در این عهد از وفا بوئی نمانده است
  2. غزل شمارهٔ ۲۸از کف ایام امان کس نیافت
  3. غزل شمارهٔ ۲۹زآتش اندیشه جانم سوخته است
  4. غزل شمارهٔ ۳۰زخم زمانه را در مرهم پدید نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۱چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است
  6. غزل شمارهٔ ۳۲حصن جان ساز در جهان خلوت
  7. غزل شمارهٔ ۳۳بخت بدرنگ من امروز گم است
  8. غزل شمارهٔ ۳۴طره مفشان که غرامت بر ماست
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.