پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳

از هجوم خط دلی باطره پرفن نماند

مور چندان شد که آخر دانه در خرمن نماند

مرغ گیرائی ز دام زلف او پرواز کرد

ناوک اندازی آن مژگان صیدافکن نماند

بخیه بر زخم دل ما تنگ می گیرد بسی

حیف کائین مروت یکسر سوزن نماند

از خط پرگار این خواندم که از سرگشتگی

راه حیرت پوید آن پائی که در دامن نماند

زینهمه باران پیکان زخم را لب تر نشد

خشکسال عافیت شد آب در آهن نماند

بسکه در هر گام راه عشق دارد رهزنی

غیر خار پا ز سامان سفر با من نماند

بعد ازین تاریکی شبها بخود خوش کن کلیم

شکوه کم کن در چراغ اختران روغن نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۵مرا همیشه مربّی چو طالع دون بود
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۶بوقت گرسنگی نفس دون گدائی کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۷طره ات گر ز دلم صبر چنین خواهد برد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۸دولت به ملک عشق به هر سر نمی‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۹زان رخنه ها که تن را از ناوک جفا شد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۰خوش آنکه لاف هنر پیش بی هنر نزند
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱دل که لبریز الم شد ز نوا می افتد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲تا بخت بد زهمرهی ما جدا شود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.