پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۰

در کلبه ما تا بکمر موج شرابست

تا ساغر تبخاله ما پر می نابست

چشمت لب ما غمزدگان را ز فغان بست

خاموش نشینیم که بیمار بخوابست

بیتابی پروانه بر او چه نماید

آن شعله که خورشید ازو در تب و تابست

در گریه ندانم که چرا می روم از خود

بیهوشیم از چیست چو در ساغرم آبست

یک گل بهواداری گلشن بکفم نیست

از تربیت باغ چه در دست سحابست

ویرانه من پرتو خورشید ندیدست

هرچند که این خانه زبنیاد خرابست

در سربسر ملک وی از گریه خلل نیست

تا ساقی ما پادشه عالم آبست

امید درین ره بدل سوخته دارم

پرواز من از بال و پر مرغ کبابست

می رنجم ازو، رنجش دیوانه ز طفلان

پروای که دارد گله ام در چه حسابست

آن شعله که در جان کلیم آتش کین زد

بر بوالهوسان هر شررش قطره آبست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۲آن جنگجو که هیچ ملال از جفا نداشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۳دل دامن مجاورت چشم تر گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۴راحتی دارم که با سودای عشقم کار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۵فراق همنفسان جان بیقرارم سوخت
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۶ناله می آید بکویت راه چندان دور نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۷چشم پوشیدن ز نیک و بد چراغ دیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸دجله اشک از بهار شوق طغیان کرده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۹دلها بیک نظاره ز نظارگان گرفت
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.