پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸

دجله اشک از بهار شوق طغیان کرده است

رازهای سینه را خاشاک طوفان کرده است

دل گمان دارد که پوشیده است راز عشق را

شمع را فانوس پندارد که پنهان کرده است

زاهد از حسن جهان آرای جانان می کند

آنقدر ذوقی که دیوار گلستان کرده است

منت باران بکشت آرزویش می نهد

غمزه ات گر خسته ایرا تیرباران کرده است

می شود اول ستمگر کشته بیداد خویش

سیل دایم بر سر خود خانه ویران کرده است

در گلستان وفا، بلبل بگل هرگز نکرد

آن نظربازی که چشمم با مغیلان کرده است

ربط سرها ماند با زانوی غم دیگر سپهر

هرکجا دیده است پیوندی پریشان کرده است

زلف هندوی ترا از دلبری خط توبه داد

کافری را کافر دیگر مسلمان کرده است

فکر پرواز گلستان دارد اندرسر کلیم

ساز راه گلشن کشمیر سامان کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح شاه‌جهانکردست تیغت از سر خصم ابتدای فتح
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱گاهی از خاک درت مرهم به زخم ما ببند
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۲هر کس بتو دلربا نشیند
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۳از هجوم خط دلی باطره پرفن نماند
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۴زآن همه صبر و سکون ، در دل کفِ خوناب ماند
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۵مرا همیشه مربّی چو طالع دون بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶بوقت گرسنگی نفس دون گدائی کرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۷طره ات گر ز دلم صبر چنین خواهد برد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.