پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۵

فراق همنفسان جان بیقرارم سوخت

گیاه خشکم و هجران نوبهارم سوخت

چو من مباد کس آواره هزار وطن

فلک ز داغ فراقت هزار بارم سوخت

زمانه از شب تارم چراغ باز گرفت

پس از وفات من آورده بر مزارم سوخت

سرشک راه بدامن نبرد در شب هجر

چو شمع لخت جگر گرچه بر کنارم سوخت

طبیب مرده دلان بعد مرگ مشفق شد

بوعده کرد وفا چون در انتظارم سوخت

مرا جدائی جانان دگر نکشت کلیم

چه منت است تف آه شعله بارم سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷چشم پوشیدن ز نیک و بد چراغ دیده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۸دجله اشک از بهار شوق طغیان کرده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۹دلها بیک نظاره ز نظارگان گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح شاه‌جهانکردست تیغت از سر خصم ابتدای فتح
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۱گاهی از خاک درت مرهم به زخم ما ببند
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲هر کس بتو دلربا نشیند
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۳از هجوم خط دلی باطره پرفن نماند
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۴زآن همه صبر و سکون ، در دل کفِ خوناب ماند
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.