پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲

آن جنگجو که هیچ ملال از جفا نداشت

صلحش بسان رنجش عاشق بقا نداشت

دل از هجوم درد تو شرمندگی کشید

ویرانه حیف درخور سیلاب جا نداشت

شمعم زباد دامن فانوس می کشد

آن محنتی که در ره باد صبا نداشت

ازهای های گریه من تا دلش گرفت

دیگر چو آب تیغ سر شکم صدا نداشت

بر سینه خط زخم چه خوانا نوشته ای

داغ ارچه بود حاجت این نقطه ها نداشت

روزی هزار بار اگر گریه دیده را

می شست بیتو خانه چشمم صفا نداشت

گر آب و دانه در قفس مرغ دل نبود

صیاد را چه جرم، قفس این فضا نداشت

از گریه ام که زیب عروسان گلشنست

پای گلی نبود که رنگ حنا نداشت

دل ترک آشنائی ما زود کرد و رفت

زان شد پسند یار که عیب وفا نداشت

دست جنون لباس چو کند از بر کلیم

چون غنچه رخت زیر بزیر قبا نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۴راحتی دارم که با سودای عشقم کار نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۵فراق همنفسان جان بیقرارم سوخت
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۶ناله می آید بکویت راه چندان دور نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷چشم پوشیدن ز نیک و بد چراغ دیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸دجله اشک از بهار شوق طغیان کرده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹دلها بیک نظاره ز نظارگان گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح شاه‌جهانکردست تیغت از سر خصم ابتدای فتح
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱گاهی از خاک درت مرهم به زخم ما ببند
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.