پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱

زلف تو که طفلان هوس را شب عیدست

شامیست که آبستن صد صبح امیدست

تا رفته، باو نامه ننوشته فرستم

یعنی که زهجران توام دیده سفیدست

عاقل سر فرمان نکشد از خط ساغر

پیر است شراب کهن و عقل مریدست

من مست بهشیاری چشم تو ندیدم

مدهوش ولی با همه در گفت و شنیدست

از بس تنم از فرقت می در رمضان کاست

انگشت نماتر ز هلال شب عیدست

ما تشنه یکقطره، تو سیلاب محیطی

ساقی قدح نیمه زلطف تو بعیدست

سهلست کلیم از همه پیوند بریدن

چیزیکه بود مشکل ازو قطع امیدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳روشنی در خانه معمور نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴ایدل دویدن از پی آن بیوفا بسست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۵امشب گل خورشید بدامان نگاهست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶تا بنام من زبان خامه ات گردیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷ز بسکه سر زده مژگان او بدلها رفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸هیچگه جوش سرشک از مژه ما کم نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹توبه کردم مستی از چشم بتان افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۰شمیم خلد، گدای دیار کشمیرست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.