پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸

در کوره غم سوختنم مایه کامست

آتش به از آبست در آن کوزه که خامست

بیمصلحت ساقی این دور نباشد

گر گریه میناست و گر خنده جامست

آسیب جهان بیش رسد گوشه نشین را

دامن نبود در ره آن صید که رامست

دل را چه تفاوت کند ار لطف تو کم شد

کم حوصله خود پیشتر از باده تمامست

از نور خرد کس نرسیدست بجائی

این عقل چراغیست که در خانه حرامست

مشاطه حسن تو بود بخت سیاهم

محبوبی شمع اینهمه از پرتو شامست

گر حلقه دامست و گر حلقه زنجیر

سر حلقه بغیر از من دیوانه کدامست

در خیل اسیران تو هرچند نگنجد

خرسند کلیم از تو بپرسیدن نامست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰بکامی خواهش ما مبتلا نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱زلف تو که طفلان هوس را شب عیدست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲دل کار خود بطالع ناساز واگذاشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳روشنی در خانه معمور نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴ایدل دویدن از پی آن بیوفا بسست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵امشب گل خورشید بدامان نگاهست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶تا بنام من زبان خامه ات گردیده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷ز بسکه سر زده مژگان او بدلها رفت
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.