پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴

جز قامتت بچشم و دلم جای گیر نیست

مهمان خانه های کمان غیر تیر نیست

دنیا و آخرت بره او دو نقش پاست

دلبستگی بنقش قدم دلپذیر نیست

جائیکه من فتاده ام، آنجا که می رسد

از بیکسی مدان اگرم دستگیر نیست

تا گشته ام ز آمد و رفت نفس ملول

وادید و دید هیچکسم در ضمیر نیست

بر دل نهم چو دست کفم پر گهر شود

گر دست مفلس است ولی دل فقیر نیست

طرز فلک بهیچ دلی جا نمی کند

پیری به بی مریدی این چرخ پیر نیست

عیب از نهاد سخت دلان در نمی رود

ای خواجه موی کاسه چو موی خمیر نیست

محروم باد چشم کلیم از رخت اگر

گلدسته بی تو در نظرش دسته تیر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶منم که تنگدلی باغ دل‌گشای من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷دایم اندر آتش خود عاشق دیوانه سوخت
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸در کوره غم سوختنم مایه کامست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹حالت از تنگی جا غنچه بکنج دهنست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰بکامی خواهش ما مبتلا نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱زلف تو که طفلان هوس را شب عیدست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲دل کار خود بطالع ناساز واگذاشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳روشنی در خانه معمور نیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.