پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱

نیلگون شد فلک از تیرگی اختر ما

گردد آئینه سیه تاب ز خاکستر ما

بی‌کسانیم، گذاری به سر ما که کند؟

مگر از گریه گهی بگذرد آب از سر ما

ایدل انگار که چون تیغ به بند افتادیم

بهتر آن است که ظاهر نشود جوهر ما

نه تذرویم نه طاووس چه در ما دیده است

که پرد دیدهٔ دام از پی بال و پر ما

روی گرمی چو نبینیم به کس وانشویم

نخل مومیم بجز شعله نچیند بر ما

نشئه از باده ندیدیم و طرب از مستی

خاک محنت زده‌ای بود گل ساغر ما

اشک اختر همه از دیدهٔ گردون بچکد

مصلحت نیست که دودی بکند مجمر ما

پیش این جوهریانی که درین بازارند

قیمت رشته فزون‌تر بود از گوهر ما

نیست دور از اثر طالع پست تو کلیم

که بچاه افتد اگر سیر کند اختر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳بند از زنجیر نتوان کرد دل وارسته را
  2. غزل شمارهٔ ۱۴ز تیغش چاک شد دل، چون نهان سازم غم او را؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۵دلا بر چشم تر نه آستین را
  4. غزل شمارهٔ ۱۶بی‌تو از گلشن چه حاصل خاطر افسرده را؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۷ - در مدح ظفرخانعزت دیگر بود در دامن صحرا مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۸هیچ دلسوزی نداند چارهٔ کار مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۹نمی‌بیند سرم چون شمع شب‌ها روی بالین را
  8. غزل شمارهٔ ۲۰تا پیش پای بیند دور از تو دیدهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.